قابیل - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 7:48
با فاصله از دو چشم لیلی چه کنم؟ در لفظ کشم تو را، به معنی چه کنم؟ قابیلم و با عشق خودم را کشتم با نعش خودم، کلاغ وحشی! چه کنم؟
پیغمبر - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 7:48
پیغمبر هر حلقه ی گیسوی نگارم در دار دل ابروت گره بسته به تارم بر شهر فقط آیه ی چشمان تو خوانم بو تا که به معراج رسد پیش تو کارم در کوه شبی چون شده ام هم سخن ماه از شهر گریزانم و دل بسته ی غارم ما را س
مرتضی - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 7:48
یخ زدن حال عجیبیست آه می داند فقط تلخی این جاده ها را راه می داند فقط بین این صدها مسلمان در چنین شهری غریب حال و روز مرتضی را چاه می داند فقط!
دروغ - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 7:48
ای مرگ دستم را بگیر از دست دنیای دروغ تا جان ما را وارهی روزی ز رویای دروغ این شهر را طوفان شبی با خاک یکسان می کند تا شهریارش می برد پا تا ثریای دروغ وقتی نباشد مادرش با دایه ها چون می کند؟ طفلی
می زند - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 7:48
روزی که رفتم از برش دیدم که دل دل می زند بغضی گلویش را مگر با تیغ بسمل می زند خاکسترش را باد غم اینسو و آنسو می برد آن بینوا بیهوده جان در آب و در گل می زند از شیشه بود آب و گلش خود را سپر میساخت
تلخ شود - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 7:48
نارنجی ار از تیغ غمی تلخ شود اشعارم اگر به ماتمی تلخ شود شیرینی کل عالمی، در عدمت حق دارد اگر شکر کمی تلخ شود
عشق است - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 7:48
عشق است که بیچارهی غم ساخته ما را از چاله درآورده چَه انداخته ما را بس خار که پهلوی گلی سرخ نشانده چون ناپدر معرکه نشناخته ما را قرآن رجیمیم که دستان جُهودش از بیم دوصد مخمصه افراخته ما را این لات خراباتی لایعقل بدمست باری به قماری به بلا باخته ما را افسار نشین در میخانه نبودیم! بنگر ز کجا تا به کجا...
روزها فکر منی - تاریخ: 1397/4/27 ساعت: 16:08
روزها فکر منی در دل شب ها سخنم اینچنین غافل از احوال دل خویشتنم
وعده رایگان - تاریخ: 1397/4/27 ساعت: 16:08
جوان سر به زیر حوزه های علمیه را وعید بوسه ی رایگانت انقلابی کرد !
عادت رفتن - تاریخ: 1397/4/27 ساعت: 16:08
عادت رفتن به سرت بود و من دل به تو دادم که مسافر شدم
مرده و زنده - تاریخ: 1397/4/27 ساعت: 16:08
نازنینا منم آن تا به ابد زنده به عشق حال ما را بگذار و پی اموات بگیر
عقل - تاریخ: 1397/4/27 ساعت: 16:08
نبود و دردسرم بود، رسید و دردسر افزود! دلا! چه می شد اگر عقل، نمی رسید و نمی بود!؟
محمود ساجد - تاریخ: 1397/4/27 ساعت: 16:08
از شعر تر ما جهانی به قیام است ما باز به درگاه تو در حال سجودیم
به جهنم - تاریخ: 1397/4/27 ساعت: 16:08
به جهنم اگر از خاطر دنیا برود به جهنم که تو را عقل به یغما برود به جهنم که اگر کور شده یعقوبت به جهنم اگر از مصر زلیخا برود به جهنم سر فرهاد اگر بر بادست به جهنم که در این کوه به سودا برود به جهنم که اگر قلب تو صدپاره شده به جهنم که از این مرحله تنها برود به جهنم که اگر هم نفس کابوسی به جهنم اگر از ...
باید بسازیم - تاریخ: 1397/4/27 ساعت: 16:08
تا عشق با شهری هوس باید بسازیم تنها میان خار و خس باید بسازیم از هرچه غیر از شعله تا آزاد باشیم ای کرم ابریشم قفس باید بسازیم
می رویم - تاریخ: 1397/4/27 ساعت: 16:08
شک نکن با عشق تا اوج ثریا می رویم از همین ویرانه تا دریای رویا می رویم گرچه درگیریم در صحرای خشک خاطره ما شبی در خواب آن رویای دریا می رویم
امید - تاریخ: 1397/4/27 ساعت: 16:08
وارستگان دهریم از قیل و قال امید تقدیر ها گرفتند از ما مجال امید در زیر پا نمی ماند نوغنچه های ایمان شاهد اگر نبودیم هر شب زوال امید بیهوده طرح بهبود بر بوم جان کشیدیم تا نقش زندگی شد؛ وزر و وبال امید منفور روزگار است مأخوذ ذنب اکبر هر آنکه پروراند در سر خیال امید! وارسته زندگی کن تا شیر زندگی را چو...